تبليغاتX
ترنم
 

سلام بی سلام

اینجا چی کار داری؟

فکر کردی باور میکنم

این طرفا اتفاقی کار داری

چشاتو به من ندوز خستم میکنی

فکر نکن با نگاهت می تونی منو خر کنی

اومدی دوباره زاغ چوب می زنی

فکر کردی سه سوته مخَ رو می زنی میری

کی بود می گفت من زیادی گیر میدم

آی کیو ندارم من دیر میگیرم

حالا هم برو از اینجا دور شو

اصلا نمی خوام ببینمت گمشو

برو سفره تو جای دیگه پهن کن خانومی

فکر نکن نرم میشم و اینجا میمونی

یادته گفتم نرو من دوستت دارم

گفتی لایقت نیستم و ول معطلم

گفتم صبر کن اینجوری عشقم رد نکن

به همین سادگی زندگیمونو سرد نکن

حالا اومدی اینجا احوال پرسی

تو نباشی خوبم پس برو مرسی

دستات کثیفه قلبت مشکی

دیگه واسم خوشگل نیستی زشتی

التماس کردم ازت خواستم پیشم باشی

گفتی برو بابا مونده تو سیریشم باشی

 


+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 3:5
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |
 

سلام امیدوارم که حالتون خوب باشه

فقط یه جمله بگم برم

دانشگاه قبول نشدم

خدانگهدارتون


+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 16:2
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |
سلام دوستان عزیز

امیدوارم که حالتون خوب باشه

به دلایلی این وبلاگ در آستانه ی حذف شدنه

دیگه حوصله شو ندارم

شعرامو هم گذاشتم برای فروش

اگه کسی خریداره برام پیغام بزاره

موفق باشید

یا حق


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 18:24
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |
 

*****فلفل بیا بخون*****

 

سلام امروز رفتم توی وبلاگ سایه ی سفید "فلفل"

اما طبق این چند روزه گذشته هرچی نظر میذاشتم میگفت امکان درج نظر وجود ندارد

اومدم اینجا براش نوشتم

کاش بیای اینجا یه سر بزنی و بخونی

مشکل نظر دادن وبلاگت رو هم حل کنی

 

"سلام بوی بارون

امروز با شنیدن صدای کیبوردت یه لحظه به یاده صدای چیک چیک بارون افتادم

وقتی دیدم انقدر از دلتنگی حرف میزنی یه لحظه دلم گرفت

شایدم بیشتر

وقتی به خودم اومدم که تو برق زده بودی و من باریده بودم

شاید اگه منم می تونستم مثله رعد فریاد بزنم و دلتنگیامو خالی کنم انقدر بغض اذیتم نمیکرد

شاید انقدر گلومو فشار نمیداد تا امروز حرفای تلخ و غبارگرفته ی بارون ندیده بزنم

حرفات به دلم نشست

خیلی قشنگ نوشتی

خیلی

ولی غمگین نوشتی

سعی کن از این استعدادت به خوبی استفاده کنی

تقویتش کن و بنویس

هی بنویس. می تونی خیلی موفقتر عمل کنی

مواظب خودت باش

موفق باشی

یا حق

                                          *****(عاطفه)*****

 


+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 23:50
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |

+ نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 2:3
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |

 

***مطمئن باش***

 

برو دیگه واسه ی چی دنبال من داری میای

 

واسه من هیچی نمونده بگو از جونم چی می خوای

 

تو سینه دلم شکسته نشونیش چشمای گریون

 

ببین من هیچی ندارم جز تن بی کس و عریون

 

حالا زندگی خیاله حالا مهربونی پوچه

 

حالا هیچ جا رو ندارم رفیقم شبای کوچه

 

سینه رو بیا و بشکاف ببین قلبم خرده خرده

 

اما فکر نکن تمومه تو دلم عشقت نمرده

 

هنوز یادتم میدونی واسه این شکنجه میدی

 

اگه برگردم میدونی دوباره می زاری میری

 

دنبال من داری میای اما اینا یه بهونه ست

 

خاطر جمع نیستی که مُردم برق چشمات یه نشونست

 

باشه واسه خاطرتو می رم از دنیا میمیرم

 

اما روزی از اون دنیا میام دستاتو میگیرم

 

*****(عاطفه)*****

 


+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 15:52
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |
 

*****دل شکسته*****

این روزا بهونه کم نیست واسه خیس بودن چشمام

 

واسه تعبیر یه جاده توی رویا زیر پلکام

 

این روزا دلم گرفته از دروغ از یه مسافر

 

از یه بازیگر عاشق بی کس و تنها به ظاهر

 

اگه من دارم می سوزم بازی چرخ زمونه ست

 

می دونم وفا نداره سرنوشت همش بهونه ست

 

جدایی شده یه قانون دلتنگی تبصره داره

 

طبق بند آخر عاشق مجرمه بخشش نداره

 

*****(عاطفه)*****

 


+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 23:6
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 21:33
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |


+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 21:30
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |

سلام دوستای عزیزامیدوارم که حال همتون خوب باشه

ممنون از اینکه این مدت منو تنها نذاشتینو با نظراتون

منو همراهی کردین این دفعه با یه شعر جدید از خودم اومدم

ایشالا که ازش خوشتون بیادشعرم یه کم بو داره 

موفق باشید

یا حق

***رقص در باد***

 

هیچ کی طوفان تابستونو نفهمید

 

هیچ کی با صدای رعد و برق نخندید

 

کیه که ناله ی ابرا گریه شو دربیاره

 

کیه که به اسب وحشی زمونه سواره

 

ما همینیم ما همین یه مشت خاکیم

 

واسه چشمای  خمار روزگار درخت تاکیم

 

توی بازی زمونه همه باهم بی خیال

 

شما آدما شدید کور و کر و لال

 

توی راه زندگی زدید تو خاکی

 

هر چی خورد توی سرتون نشدید یه ذره شاکی

 

حالا سرنوشت رو ی دوش هممون سواره

 

حالا می خواد واسه مون یه بازی تازه دراره

 

باز قراره از صدای نعره هاش بترسیم؟

 

دوباره سازش جدیده ما می خوایم بازم برقصیم؟

 

این دفعه حرف سفر بود یادمون باشه بخندیم

 

خوش به حالش رفت از اینجا ما که اینجا توی بندیم

 

اگه از حسرت بمیریم یه قدم جلو نزاریم

 

فکر کنیم اگه بجوشیم سه سوته بالای داریم

 

پس ما آدما واسه چی این همه دنیا پرستیم؟

 

هیچ کاری از ما نمیاد؟ چرا راستی خوب می رقصیم!

 

***(عاطفه)***


+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 20:58
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |

گِله

 

بهم میگن واسه چی

 

همش داری از عشق میگی

 

عشق دیگه کهنه ست بی خیال

 

چرا بهش میدون میدی

 

میگن که تکراری شده

 

میگن دیگه فاز نمیده

 

به خوندنای عاشقی

 

کسی نُت ساز نمی ده

 

میگن تو که شعر بلدی

 

بزن برو تو خط رپ

 

یا دیگه عشقو بی خیخی

 

هیچی نگو بگیر بکپ

 

میگن اگه پارتی نیای

 

حروم شدی عمرت فناس

 

ساده بری ساده بیای

 

میگن عروس منگلاس

 

سرتو بندازی پایین

 

میگن که پاک یادت نره

 

چپ چپ نگاه کنی میگن

 

گیلیزه شو داره میره

 

این روزا روی عاشقا

 

اسم های ناجور می زارن

 

تو جاده های جوونی

 

جایی واسه ما ندارن

 

فکر میکنن که عاشقی

 

خریته دردسره

 

نمی دونن چه حسیه

 

ما رو کجاها می بره

 


+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 21:31
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |

آخرخط

 

من برات ساده میخوندم

 

اما تو اینجا نبودی

 

من واست غریبه بودم

 

زورکی باهام می موندی

 

یادته وقتی نبودم

 

خنده بِت امون نمیداد

 

نمی دونستم واسه چی

 

گفت دلت منو نمی خواد

 

من وعشق تنها نبودیم

 

زیر بارون می سرودیم

 

من واسش مثله یه همزاد

 

ما دوتا جدا نبودیم

 

وقتی دیدم که نگاهت

 

چشم چرونه دیگرون بود

 

دیگه از تو دل بریدم

 

گفتم از اینجا برو زود

 

تو میخواستی روی قلبم

 

تهمت هوس بزاری

 

اما من پا پس کشیدم

 

پا تو رویاهام نزاری

 

حالا هم دورت شلوغه

 

یا با اینی یا که با اون

 

یه روز از چشات می افتن

 

تو میمونی زیر بارون

 

اما مهلتت تمومه

 

راه برگشتی نداری

 

باشه یادت که همیشه

 

پل برگشتن بزاری

 


+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 21:23
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |
تولدت مبارک


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 23:26
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |

ميگن غروب لحظه اي كه زمين آسمونو مي بوسه

من امشب ميخوام واست غروب كنم

كجايي آسمون من

 


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:32
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |

 

**۱ خرداد**

 


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:30
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |

تولد نیما  جونمهههههههههههههههه

 

تولدت مبارکککککککککککککککککککک

 

فدات بشممممممممممممممممممم

 

دوستت دارمممممممممممممممممم


+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 23:35
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |


+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 2:57
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |

تولدت مبارک

 

امشب از عشق تو من هرچی بگم بازم کمه 

 

جونمو واست میدم میدونم بازم کمه

 

امشب بهترین شبه تو شبای زندگیم

 

بیست و یک سال میگذره از خدای زندگیم

 

امشب یه فرسته میاد پایین از آسمون

 

می خواد باشه خاطرمون اما نرفته یادمون

 

تولد عشق منه اونم تویی تو عشق من

 

تولدت مبارکه جونم تویی تو عشق من

 


+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 2:38
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 2:29
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 2:27
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |