تبليغاتX
ترنم

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 21:33
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |


+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 21:30
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |

سلام دوستای عزیزامیدوارم که حال همتون خوب باشه

ممنون از اینکه این مدت منو تنها نذاشتینو با نظراتون

منو همراهی کردین این دفعه با یه شعر جدید از خودم اومدم

ایشالا که ازش خوشتون بیادشعرم یه کم بو داره 

موفق باشید

یا حق

***رقص در باد***

 

هیچ کی طوفان تابستونو نفهمید

 

هیچ کی با صدای رعد و برق نخندید

 

کیه که ناله ی ابرا گریه شو دربیاره

 

کیه که به اسب وحشی زمونه سواره

 

ما همینیم ما همین یه مشت خاکیم

 

واسه چشمای  خمار روزگار درخت تاکیم

 

توی بازی زمونه همه باهم بی خیال

 

شما آدما شدید کور و کر و لال

 

توی راه زندگی زدید تو خاکی

 

هر چی خورد توی سرتون نشدید یه ذره شاکی

 

حالا سرنوشت رو ی دوش هممون سواره

 

حالا می خواد واسه مون یه بازی تازه دراره

 

باز قراره از صدای نعره هاش بترسیم؟

 

دوباره سازش جدیده ما می خوایم بازم برقصیم؟

 

این دفعه حرف سفر بود یادمون باشه بخندیم

 

خوش به حالش رفت از اینجا ما که اینجا توی بندیم

 

اگه از حسرت بمیریم یه قدم جلو نزاریم

 

فکر کنیم اگه بجوشیم سه سوته بالای داریم

 

پس ما آدما واسه چی این همه دنیا پرستیم؟

 

هیچ کاری از ما نمیاد؟ چرا راستی خوب می رقصیم!

 

***(عاطفه)***


+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 20:58
توسط عاطفه, نیما, آرمین موضوع: |